تبليغاتX
خــــــــــــــــــزون غـــــــم

خــــــــــــــــــزون غـــــــم

تنــــــــــــــــــــــــــــهایــــــــــــــــی

فرشته نجات

مردي داشت در خيابان حركت مي كرد كه ناگهان صدايي از پشت گفت:

- اگر يك قدم ديگه جلو بروي كشته مي شوي .

مرد ايستاد و در همان لحظه آجري از بالا افتاد جلوي پايش.

مرد نفس راحتي كشيد و با تعجب دوروبرش را  نگاه كرد اما كسي را نديد .

بهر حال نجات پيدا كرده بود .

به راهش ادامه داد .به محض اينكه مي خواست از خيابان رد بشود باز همان صدا گفت :

- بايست

مرد ايستاد و در همان لحظه ماشيني با سرعتي عجيب از کنارش رد شد .بازهم نجات پيدا كرده بود .

مرد پرسيد تو كي هستي  و صدا جواب داد : من فرشته نگهبان تو هستم .

مرد فكري كرد و گفت :

- ببينم اون موقعي كه من داشتم ازدواج مي كردم کدام گوري بودي ؟!??


+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اسفند 1389ساعت 10:50  توسط هیچکس  | 

طنز عشقي

عشق يعني اينکه تو باور کني

مي تواني يک نفر را خر کني

کذب را هنگام فعل مخ زني
آنچنان گويي که خود باور کني

با دروغي جور شد گر امر خير
راست را هرگز مبادا شرکني

عشق همچون طايري توخالي است
راست گر در آن رود پنچر کني

مي شود چون موم در دستت اگر
از خودت حرف قلمبه در کني

مي تواني گر چه هستي بي سواد
شعرهاي خوشگلي از برکني:

"تن مپوشانيد از باد بهار”
نقل قول از شخص پيغمبر کني

"بر سر عشاق گو طوفان ببار”
چتري از اغراق را بر سر کني

"خيز و جهدي کن چو حافظ تا مگر”
وصف جام و باده و ساغر کني

بعد يک مقدار تمرين، کذب محض
مي شود جاري چو لب را تر کني

مي شود او عا شق تعريف هات
اندکي لب را اگر ترتر کني!

نزد اختر چون که بنشيني مباد
وصف چشم و ابرو ي زيور کني

پيش زيور نيز چون هستي مباد
نقل رنگ گيسوي آذر کني

روي هم رفته نبايد پيش زن
صحبت از معشوقه اي ديگر کني

از دروغت خار گل ميگردد و
مي شود تقديم يک جيگر! کني

گر پسر هستي بيابي دختري
يا اگر هم دختري، شوهر کني
- – -
اينچنين عشقي است عشق پرفروغ
زندگي روي ستونها ي دروغ…

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اسفند 1389ساعت 10:46  توسط هیچکس  | 

معجزات عددی در قرآن کریم

کتر طریق السوادان آیاتی را در قرآن مجید پیدا کرده‌ است

که قید می‌کند موضوعی برابر با موضوعی دیگر است، مثلاً مرد برابر است با زن.

گرچه این مسئله از نظر صرف‌و‌نحو دستوری بی‌اشکال است

اما واقعیت اعجاب‌آور این است که تعداد دفعاتی که کلمه مرد در قرآن دیده می‌شود

۲۴ مرتبه و تعداد دفعاتی که کلمه زن در قرآن دیده می‌شود هم ۲۴ مرتبه است،

درنتیجه، نه تنها این عبارت از نظر دستوری صحیح است،

بلکه از نظر ریاضیات نیز کاملاً بی‌اشکال است، یعنی ۲۴=۲۴

با مطالعه بیشتر آیات مختلف، او کشف نموده‌است که این مسئله درمورد همه

چیزهایی که در قرآن ذکر شده این با آن برابر است، صدق می‌کند .

به کلماتی که دفعات به‌کار بستن آن در قرآن ذکر شده، نگاه کنید:



دنیا ۱۱۵ / آخرت ۱۱۵

ملائک ۸۸ / شیطان ۸۸

زندگی ۱۴۵ / مرگ ۱۴۵

سود ۵۰ / زیان ۵۰

ملت (مردم) ۵۰ / پیامبران ۵۰

ابلیس ۱۱ / پناه جستن از  شر ابلیس ۱۱

مصیبت ۷۵ / شکر ۷۵

صدقه ٧٣ / رضایت ٧٣

فریب خوردگان (گمراه شدگان) ۱۷ / مردگان (مردم مرده) ١٧

مسلمین ۴١ / جهاد ۴١

طلا ۸ / زندگی راحت ٨

جادو ۶٠ / فتنه ۶٠

زکات ٣٢ / برکت ٣٢

ذهن ۴٩ / نور ۴٩

زبان ٢۵ / موعظه (گفتار، اندرز) ٢۵

آرزو ٨ / ترس ٨

آشکارا سخن گفتن (سخنرانی) ١٨ /  تبلیغ کردن ١٨

سختی ١١۴ / صبر١١۴

محمد (صلوات الله علیه) ۴ / شریعت (آموزه های حضرت محمد (ص) ۴

مرد ٢۴ / زن ٢۴

همچنین جالب است که نگاهی به دفعات تکرار کلمات زیر در قرآن داشته باشیم:

نماز ۵،   ماه ١٢، روز ٣۶۵

دریا  ٣٢، زمین (خشکی) ١٣

دریا +  خشکی = ۴۵=۱۳+۳۲

دریا = %۱۱۱۱۱۱۱/۷۱= ۱۰۰ × ۴۵/۳

خشکی = % ۸۸۸۸۸۸۸۹/۲۸ = ۱۰۰ × ۴۵/۱۳

دریا + خشکی = % ۰۰/۱۰۰

دانش بشری اخیراً اثبات نموده که آب ۱۱۱/۷۱% و خشکی ۸۸۹/۲۸ %  از کره زمین را فراگرفته است.

آیا همه اینها اتفاقی است؟

سوال اینجاست که چه کسی به حضرت محمد (صلوات الله علیه) اینها را آموخته است؟

قرآن هم دقیقاً همین را بیان می‌کند.

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اسفند 1389ساعت 10:43  توسط هیچکس  | 

تفاوت عشق و دوست داشتن ...

 عشق يک جوشش کور است و پيوندي از سر نابينايي،
دوست داشتن پيوندي خودآگاه واز روي بصيرت روشن و زلال .

عشق بيشتر از غريزه آب مي خورد وهرچه از غريزه سر زند بي ارزش است،
دوست داشتن از روح طلوع مي کند وتا هرجا که روح ارتفاع دارد همگام با آن اوج ميگيرد .

عشق با شناسنامه بي ارتباط نيست،و گذر فصل ها و عبور سال ها بر آن اثر ميگذارد

دوست داشتن در وراي سن و زمان و مزاج زندگي ميکند.

 

عشق طوفاني ومتلاطم است،
دوست داشتن آرام و استوار و پروقار وسرشاراز نجابت.

عشق جنون است و جنون چيزي جز خرابي و پريشاني "فهميدن و انديشيدن "نيست،
دوست داشتن ،دراوج،از سر حد عقل فراتر ميرودو فهميدن و انديشيدن را از زمين ميکند
و باخود به قله ي بلند اشراق ميبرد.

 

عشق زيبايي هاي دلخواه را در معشوق مي آفريند،
دوست داشتن زيبايي هاي دلخواه را در دوست مي بيند و مي يابد.

عشق يک فريب بزرگ و قوي است ، دوست داشتن يک صداقت راستين و صميمي،بي انتها و مطلق.

عشق در دريا غرق شدن است،
دوست داشتن در دريا شنا کردن.

عشق بينايي را ميگيرد،
دوست داشتن بينايي ميدهد.

عشق خشن است و شديد و ناپايدار،
دوست داشتن لطيف است و نرم و پايدار.

عشق همواره با شک آلوده است،
دوست داشتن سرا پا يقين است و شک ناپذير.

ازعشق هرچه بيشتر نوشيم سيراب تر ميشويم،
از دوست داشتن هرچه بيشتر ،تشنه تر.

 

عشق نيرويي است در عاشق ،که او را به معشوق ميکشاند،
دوست داشتن جاذبه اي در دوست ، که دوست را به دوست مي برد.

عشق تملک معشوق است،
دوست داشتن تشنگي محو شدن در دوست.

 

عشق معشوق را مجهول و گمنام مي خواهد تا در انحصار او بماند،
دوست داشتن دوست را محبوب و عزيز ميخواهد وميخواهد که همه ي دلها آنچه را او از دوست در خود دارد ،داشته باشند.

در عشق رقيب منفور است،
در دوست داشتن است که:“هواداران کويش را چو جان خويشتن دارند”
که حسد شاخصه ي عشق است
عشق معشوق را طعمه ي خويش ميبيند
و همواره در اضطراب است که ديگري از چنگش نربايد
و اگر ربود با هردو دشمني مي ورزد و معشوق نيز منفور ميگردد .

 

دوست داشتن ايمان است و ايمان يک روح مطلق است
يک ابديت بي مرز است ; که از جنس اين عالم نيست.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اسفند 1389ساعت 10:39  توسط هیچکس  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اسفند 1389ساعت 10:31  توسط هیچکس  | 

آن که مست آمد ودستي به دل ما زد و رفت در اين خانه ندانم به چه سودا زد و رفت خواست تنهايي ما را به رخ ما بکشد تنه اي بر در اين خانه ي تنها زد و رفت

عشق فراموش کردن نيست بلکه بخشيدن است عشق گوش کردن نيست بلکه درك كردن است عشق ديدن نيست بلکه احساس کردن است عشق جا زدن و کنار کشيدن نيست بلکه صبر کردن و ادامه دادن است
----------------------------------
براي کشتن يک پرنده، يک قيچي کافيست لازم نيست آن را در قلبش فرو کني يا گلويش را با آن بشکافي پرهايش را بزن خاطره ي پزيدن با او کاري مي کند که خودش را به اعماق دره ها پرت مي کند
----------------------------------
چشمانت را براي زندگي مي خواهم اسمت را براي دلخوشي مي خوانم دلت را براي عاشقي مي خواهم صدايت را براي شادابي مي شنوم دستت را براي نوازش و پايت را براي همراهي مي خواهم عطرت را براي مستي مي بويم خيالت را براي پرواز مي خواهم و خودت را.............. براي پرستش
------------------------------------
كاش مي شد سه چيز را از كودكان ياد بگيريم: بي دليل شاد بودن و پاي كوبيدن* هميشه سرگرم كار بودن و بيهوده ننشستن* حق و خواسته خود را با تمام وجود خواستن و فرياد زدن
------------------------------------
يکي محبت مي کنه و يکي ناز مي کنه !اوني که ناز مي کنه هميشه محبت مي بينه اما اوني که محبت مي کنه هميشه تنهاي تنهاست
---------------------------------
در زندگي باران نباش كه فكر كنند خودت را با منت به شيشه ميكوبي ؛ ابر باش تا منتظرت باشند كه بيايي

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اسفند 1389ساعت 10:30  توسط هیچکس  | 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اسفند 1389ساعت 10:28  توسط هیچکس  | 

دوست یعنی کسی که وقتی هست آروم باشی و وقتی نیست چیزی توی زندگیت کم باشه .

 دوست یعنی اون جمله های ساده و بی منظوری که می گی و خیالت راحته

که ازش هیچ سوتعبیری نمی شه .

دوست یعنی یه دل اضافه داشتن برای اینکه بدونی هر بار دلت می گیره

یه دل دیگه هم دلتنگ غمت می شه .

دوست یعنی وقت اضافه ... یعنی تو همیشه عزیزی حتی توی وقت اضافه !

دوست یعنی تنهایی هامو می سپرم دست تو چون شک ندارم

 می فهمیش ... دوست یعنی یه راه دو طرفه ٬ یه قدم من یه قدم تو ...اما

 بدون شمارش و حساب و کتاب .

دوست یعنی من از بودنت سربلندم نه سر به زیر و شرمنده .

 یعنی اگه هستی همیشه هستی و کنار همه با منی ٬ نه گاهی ... نه بنا به اقتضا ... نه به شرط خلوت و تنهایی ... دوست یعنی تو نماینده ی منی ٬ حتی اگه نباشم ... حتی اگه نباشی .

دوست یعنی صادقم ٬ یعنی بی ریام ٬ یعنی به رویاهای مشترک به یه اندازه فکر می کنم ... یعنی گاهی من دستت رو می گیرم و گاهی تو با من تاتی تاتی می کنی ...

دوست یعنی اینکه نبینم دلتنگ باشی و نبینم برای درددل کردن ٬  

روزهات صرف شمارش دقیقه و ساعت بشه تا شنونده ی حرفهای ساده و شاید تکراری ات باشم ...

دوست یعنی کم نیار و جا نزن تا وقتی حواسم به توئه ... یعنی باکی نداشته باش

 از سختی و تلخی و بی رحمی روزگار ... یعنی دعای من همیشه همراه توئه ...

دوست یعنی ...

"زندگی با ماجراهای فراوانش

ظاهری دارد ٬ بسان بیشه ای بغرنج و در هم باف

ماجراها گونا گون و رنگ وارنگ ست .

چیست اما ساده تر از این ٬ که در باطن

تار و پود هیچی و پوچی هماهنگ ست ؟ " 

* لطفا برای تعبیر کلمه ی "دوست" حرمت نگه دارین! همین ...

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اسفند 1389ساعت 10:24  توسط هیچکس  | 

تقدیم به انان كه وجودشان با غم اشناست

و اندیشه غم پرستان را دوست دارند..... 

دوست داشتن جرمی است بس سنگین
 

كه تا اخر عمر تاوان ان را پس خواهم داد

كه گناه هر قلبی عشق است

و مجازات ان جدایی

و این درد جدایی را هیچ درمانی نیست

بجز ماندن و ذره ذره اب شدن

"ادمی باید ببیند تا بتواند به سخن در اید"

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اسفند 1389ساعت 10:21  توسط هیچکس  | 

به یاد حسین پناهی ....

بخشی از وصیت نامه جالب مرحوم حسین پناهی...

-----------------------------------

قبر مرا نیم متر کمتر عمیق کنید تا پنجاه سانت به خدا نزدیکتر باشم.

بعد از مرگم، انگشت‌های مرا به رایگان در اختیار اداره انگشت‌نگاری قرار دهید.

به پزشک قانونی بگویید روح مرا کالبدشکافی کند، من به آن مشکوکم!

ورثه حق دارند با طلبکاران من کتک ‌کاری کنند.

عبور هرگونه کابل برق، تلفن، لوله آب یا گاز از داخل گور اینجانب کیدا ممنوع است.

بر قبر من پنجره بگذارید تا هنگام دلتنگی، گورستان را تماشا کنم.

کارت شناسایی مرا لای کفنم بگذارید، شاید آنجا هم نیاز باشد!

مواظب باشید به تابوت من آگهی تبلیغاتی نچسبانند.

روی تابوت و کفن من بنویسید: این عاقبت کسی است که زگهواره تا گور دانش بجست.

دوست ندارم مردم قبرم را لگدمال کنند. در چمنزار خاکم کنید!

کسانی که زیر تابوت مرا می‌گیرند، باید هم قد باشند.

شماره تلفن گورستان و شماره قبر مرا به طلبکاران ندهید.

گواهینامه رانندگیم را به یک آدم مستحق بدهید، ثواب دارد.

در مجلس ختم من گاز اشک‌آور پخش کنید تا همه به گریه بیفتند.

از اینکه نمی‌توانم در مجلس ختم خودم حضوریابم قبلا پوزش مي طلبم.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم آذر 1389ساعت 17:56  توسط هیچکس  |